{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوی عطری می‌رسد از دور، می‌گویم تویی

بوی عطری می‌رسد از دور، می‌گویم تویی
قاصدک می‌رقصد و پُر شور، می‌گویم تویی

یک نسیمی می‌وزد بر گونه‌های خیس من
می‌رود پس پرده‌های تور، می‌گویم تویی

بغضهای کهنه را سر می‌کشم من بیت بیت
بوسه‌ها می‌گیرم از انگور، می‌گویم تویی

باد می‌افتد به گندمزار، می‌لرزد دلم
چون پریشان گیسوانِ بور، می‌گویم تویی

نیمه‌شب‌ها می‌کنم آغوش روی ماه باز
می‌شود سر تا به پایش نور، می‌گویم تویی

شعر می‌خوانم برای باغ سبز خانه‌ام
شاخه شاخه می‌شود مسرور، می‌گویم تویی

این غزل می‌ماند و شب‌های مهتابی و من
شور می‌ریزم در این سنتور، می‌گویم تویی

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

عاقلی بودم که عشق آمد امانم را گرفتبندبند جسم و جان و استخوا...

گفتم مرو ای بود من، ای تار من ای پود منآتش مشو دودم مکن، این...

نفس نفس به هوای تو خو گرفته دلمغزل ترانهٔ چشم تو کو؟ گرفته د...

باشد به یک سر و دو بالین خواهیم خفت، ولیشب بخیر چند واژه داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط