از سیلی شدن نوازش چخبر از جیغ شدن زمزمه ی پر مهر از خط

از سیلی شدن نوازش چخبر؟ از جیغ شدن زمزمه ی پر مِهر، از خط خوردن قلب کنار اسمم، از قطع همراهی هم‌مقصدت، ازون آرزویی که گندید در سینه‌ت‌، ازون رویایی که به تعبیر پا نداد، ازون شماره ای که هنوز حفظشی ولی بهانه ای نیست برای دوباره بهش زنگ زدن، ازون اسمی که به حافظه حک شد و از لب لغزید، از خودت، از من، از ما چخبر؟



یازده‌مهر
سهُ‌چهلُ‌دودقیقه‌ی‌بامداد
دیدگاه ها (۰)

حتی امشبم دوست داشتم تو باشی، که باهات راجبه این جنگِ کوفتیِ...

آدم‌ها اینجورین که شروع می‌کنن به بلابلابلا و اصلا حالیشون ن...

دیشب دیدم خوابتو. بعد عمری دوری، از نو تشکیل شدی به دو چشم خ...

دروغ  که نداریم عزیزم، لعنت به اون روزی که تو به من پی‌ام دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط