{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر چشم هایت را دوست دارم ای یار

چقدر چشم هایت را دوست دارم ای یار
و شعله ی آتش گونه ی آن ها را
آن گاه که تند می گذرند
و نگاه خیره ات انگار نوری در آسمان
همه جا را با شتاب می روبد.
لطف افزون نگاهت
که به زیر می افتد
در بوسه ای
نگاهی که از میان پلک های بسته
به پا می کند
شعله های غمناک و آرام اشتیاق را
دیدگاه ها (۰)

به هر دل بسـتنم عمری پشیمانی بدهکارمنباید دل به هرکس بسـت، ا...

گفتند: به اندازه‌ی گلیم هایتان،و به اندازه‌ی دهان هایتان!اما...

گفتی چه کسی رازق شعر است؟ نوشتمچشمان پر از شعرِتو، دامت برکا...

عزیزکرده‌... قدم‌هایت را نه بر خاک، که بر قلبم نهادی... همان...

فصل ششم: گرمایِ غیرمنتظرهپس از آن حادثه، تنش میان آن‌ها از ح...

«عشق که قدم به حریم دل می‌گذارد، گویی جرقه‌ای از خورشید در ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط