برای پیشکش ات آفتاب آوردم
برای پیشکش ات آفتاب آوردم
از آسمان، بغلی از شهاب اوردم
هزار زخم به تن دارم از زمستان ها
ولی به عشق بهار تو تاب آوردم
بغل بگیر مرا تا ببینی از تب خود
چه عاشقانه برایت عذاب آوردم...
فدای خستگی ات!چشم روی هم بگذار
که قصه قصه برای تو خواب آوردم
از آسمان، بغلی از شهاب اوردم
هزار زخم به تن دارم از زمستان ها
ولی به عشق بهار تو تاب آوردم
بغل بگیر مرا تا ببینی از تب خود
چه عاشقانه برایت عذاب آوردم...
فدای خستگی ات!چشم روی هم بگذار
که قصه قصه برای تو خواب آوردم
- ۵.۸k
- ۱۷ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۵۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط