{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای پیشکش ات آفتاب آوردم

برای پیشکش ات آفتاب آوردم
از آسمان، بغلی از شهاب اوردم
هزار زخم به تن دارم از زمستان ها
ولی به عشق بهار تو تاب آوردم
بغل بگیر مرا تا ببینی از تب خود
چه عاشقانه برایت عذاب آوردم...
فدای خستگی ات!چشم روی هم بگذار
که قصه قصه برای تو خواب آوردم
دیدگاه ها (۵۵)

مخزنِ الماسِ نادِر را برایت میخرمیعنی اشکِ چشمِ شاعر را برای...

دوستت دارم ولے میترسم عنوانش ڪنم قصد دارم تا ابد چون راز پنه...

چنانت دوست دارم که خدا راکنارت خنده ها و گریه ها راچنان دلتن...

چقدر جان من از درد و داغ سوخته است...تو دوری و دلم از اشتیا...

#playmate2 p¹⁰²□●تهیونگ ویو:با سردرد و خستگی بدنم از خواب پر...

اسم فیک :ولی تو نمیدونی من عاشقتم پارت :۴ و به سمت پارک راه ...

Bluelock scenario p.t 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط