{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوگند....اینو اون شب که باهات حرف زدم رو دستم با تیغ نوشت

سوگند....اینو اون شب که باهات حرف زدم رو دستم با تیغ نوشتم....نمیتونستم بزرگتر بنویسم چون مامانم میدیدش....دوباره تیغ هارو جمع میکرد......واسه ی همین بزرگشو هم یه جای دیگه نوشتم....ولی نمیتونم عکس بگیرم......خب همینم زیادیه براتون گذاشتم....از پام که ننیتونم عکس بگیرم.....خب بیخیال :-)
دیدگاه ها (۵۵)

ساخت خودم........چقدر بد شد که رفت....نبودشون حالا بیشتر حس ...

ساخت خودم........عشششششقمه....من سه نفرو دلیل اصلی برای زنده...

سوهو=خدایاااااا.....خودت صبربده.....فدات بشم...آخه چرا؟........

رفتن!.....دیگه تمام شد!....خدایااا.....چرااااا.....کاش یکم.....

the king of my heart 💜پارت آخریونگی.اوکی بریم رستورانات.اره ...

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season¹PART³(نایون+)...

ارباب خشن من ۲۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط