{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور

به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری

که سراغش ز غزلهای خودم می گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم

یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو

به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت
دیدگاه ها (۱)

زود تند سریع بگید

گفتم ای دل، نروی؟ خار شوی، زار شوی بر س...

هیچ کس به عشق معتقد نیست همه می‌گویند"فراموش می‌کنی" من ......

هی درد مینویسـم و هی درد میکشمدارم تو را برای خودم مـــرد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط