یادش بخیر…
یادش بخیر…
حموم رفتنِ دهه شصت خودش یه مراسم بود. نه اونقدر وقت داشتیم که آب سرد نشه، نه دلمون میخواست زود بیایم بیرون! آنقدر خودمون رو کیسه و لیف میکشیدیم که انگار قرار بود تا آخر هفته دیگه رنگ حموم نبینیم. بین بخار شیشهها، صدای دوش و بوی شامپوی تخممرغی، یه حس قشنگ بود که هنوزم هیچ حموم لوکسی نتونسته جاشو بگیره...👌
📚مطالب ناب را با ما همرا باشید📚
یاحق🙋♂
حموم رفتنِ دهه شصت خودش یه مراسم بود. نه اونقدر وقت داشتیم که آب سرد نشه، نه دلمون میخواست زود بیایم بیرون! آنقدر خودمون رو کیسه و لیف میکشیدیم که انگار قرار بود تا آخر هفته دیگه رنگ حموم نبینیم. بین بخار شیشهها، صدای دوش و بوی شامپوی تخممرغی، یه حس قشنگ بود که هنوزم هیچ حموم لوکسی نتونسته جاشو بگیره...👌
📚مطالب ناب را با ما همرا باشید📚
یاحق🙋♂
- ۶۰
- ۰۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط