✅ گاهی هم کمی گله نکنیم !
✅ گاهی هم کمی گله نکنیم !
✍ ﻣﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﻋﻘﺐ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺖ در ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﭼﻴﺰﻱ را ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻣﻲﻛﺮﺩ . تمام که شد ، آن را ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮﭼﻲ ﻣﻲﺩﻭیم ، ﺑﺎﺯﻡ ﻋﻘﺒﻴﻢ .
ﻛﺴﻲ ﺟﻮﺍب ﻧﺪﺍﺩ . ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻲﺩﻭیم ، ﺑﺎﺯﻡ ﻫﻴﭽﻲ .
خانمی ﻛﻪ ﺟﻠﻮﻱ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺵ بحالتوﻥ . ﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﭼﺮﺍ ؟ ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﭘﺴﺮ ﻣﻦ همش ﺷﺶ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻭلی نمی تونه ﺑﺪﻭه ؛ ﻫﺮ ﻛﺎﺭی ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﻧﻤﻲﺗﻮﻧﻪ .
ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻴﭻ ﻛﺪﺍﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩﻳﻢ . ﺑﻪ ﺯﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ ، ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ...
🔅 گاهی یادمون میره چه چیزهای با ارزشی رو می شد که نداشته باشیم و بجاش ، چه مصیبت های بزرگی که ممکن بود دچارش باشیم . لازمه که گاهی خودمون رو یه تکونی بدیم .
@Aavaonava
✍ ﻣﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﻋﻘﺐ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻛﻨﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺍﺷﺖ در ﺳﺮﺭﺳﻴﺪﺵ ﭼﻴﺰﻱ را ﻳﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﻣﻲﻛﺮﺩ . تمام که شد ، آن را ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻫﺮﭼﻲ ﻣﻲﺩﻭیم ، ﺑﺎﺯﻡ ﻋﻘﺒﻴﻢ .
ﻛﺴﻲ ﺟﻮﺍب ﻧﺪﺍﺩ . ﻣﺮﺩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔﺖ : ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻣﻲﺩﻭیم ، ﺑﺎﺯﻡ ﻫﻴﭽﻲ .
خانمی ﻛﻪ ﺟﻠﻮﻱ ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﮔﻔﺖ : ﺧﻮﺵ بحالتوﻥ . ﻣﺮﺩ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﭼﺮﺍ ؟ ﺯﻥ ﮔﻔﺖ : ﭘﺴﺮ ﻣﻦ همش ﺷﺶ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻭلی نمی تونه ﺑﺪﻭه ؛ ﻫﺮ ﻛﺎﺭی ﻣﻲﻛﻨﻴﻢ ﻧﻤﻲﺗﻮﻧﻪ .
ﺩﻳﮕﺮ ﻫﻴﭻ ﻛﺪﺍﻡ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩﻳﻢ . ﺑﻪ ﺯﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ ، ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ...
🔅 گاهی یادمون میره چه چیزهای با ارزشی رو می شد که نداشته باشیم و بجاش ، چه مصیبت های بزرگی که ممکن بود دچارش باشیم . لازمه که گاهی خودمون رو یه تکونی بدیم .
@Aavaonava
- ۱.۵k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط