گردنبندش تخمی شدخیلی یهویی کشیدم یادم رفته بود دومین با
گردنبندش تخمی شد🥀(خیلی یهویی کشیدم یادم رفته بود دومین باره سیو میکنم)
خب مثلا آرت جدید، اخاخ زنده شدم
آقا در واقع من دوتا آرت دیگه هم کشیدم یکیش کیری شد پست نکردم اون یکی هم کلبه منتظرم وانیل کامل کنه-
خلاصه که این ننه مونیکاهه
یه بیو مثلا کوتاه ازش میدم-
اسم : نِژلا
فامیلی :آشوری
سن : 36
تولد : 29 ژانویه (9 بهمن )
بستگان : مونیکا آشوری ( فرزند)
ملیت : ایرانی
محل سکونت : کوهستان بعد از اینکه مونیکا وارد سپاه شد عمارت پروانه
قد : 160
سلاح : دمپایی ، ماهیتابه
شیپ : نداره
فرند شیپ : چه انتظاری داری مومن؟
دوستان صمیمی: با کسی اونقدر صمیمی نیست(اگه اوسیاتون ننه اینا دارن یا سنشون زیاده بگین بزارم)
دوستان معمولی: آمانه اوبویاشیکی
وابسته به : نمیدونم.
علایق : کشورش ، فرزندش ، خیاطی ، خوندن و نوشتن اشعار پارسی ، جهانگردی های پدرش
تنفرات : همسرش ، اینکه کسی دخترش رو اذیت کنه ، دخترش زخمی بشه ، کسی الکی بهش بی احترامی کنه ، کسی به عنوان خواستگار نزدیک دخترش بشه ، خیانت
اخلاق : مهربون، مثل مشاور میمونه ، مراقب
mbti : ENFJ
یه چندتا فکت کوتاه راجبش☝🏻
-نژلا متولد سال 1271 هست و مونیکا رو سال 1291 به دنیا اورد
-اون اهل یه خانواده خیلی پولدار بود برای همین تحصیلاتش کامله
-پدرش جهانگرد بود و با خوندن مقاله های پدرش عاشق ژاپن شد
-تو سن 19 سالگی ازدواج کرد و 20 سالگی بچه دار شد
-همسرش وسط راه به ژاپن وقتی نژلا 4 ماهه باردار بوده بهش خیانت میکنه
-بعد از مرگ مونیکا روز تولد 18 سالگی مونیکا به ایران برمیگرده
-بعد از مونیکا تنها صاحب یه فرزند پسر میشه
-توی عمارت پروانه به عنوان خیاط، اشپز، پرستار کار میکنه
-تمام اعضای عمارت پروانه رو مثل دخترش میبینه
-وقت هایی که مونیکا زخمی برمیگرده با هرچی دم دستش باشه میوفته دنبال مونیکا و هرچی فحش بلده بهش میگه
اره خلاصه اینم از این، مدیونید بدونید نصف چیزاشو از روی مامان خودم ایده گرف-مثلا همون اسمش😍
اره دیگه همین
بای بای
خب مثلا آرت جدید، اخاخ زنده شدم
آقا در واقع من دوتا آرت دیگه هم کشیدم یکیش کیری شد پست نکردم اون یکی هم کلبه منتظرم وانیل کامل کنه-
خلاصه که این ننه مونیکاهه
یه بیو مثلا کوتاه ازش میدم-
اسم : نِژلا
فامیلی :آشوری
سن : 36
تولد : 29 ژانویه (9 بهمن )
بستگان : مونیکا آشوری ( فرزند)
ملیت : ایرانی
محل سکونت : کوهستان بعد از اینکه مونیکا وارد سپاه شد عمارت پروانه
قد : 160
سلاح : دمپایی ، ماهیتابه
شیپ : نداره
فرند شیپ : چه انتظاری داری مومن؟
دوستان صمیمی: با کسی اونقدر صمیمی نیست(اگه اوسیاتون ننه اینا دارن یا سنشون زیاده بگین بزارم)
دوستان معمولی: آمانه اوبویاشیکی
وابسته به : نمیدونم.
علایق : کشورش ، فرزندش ، خیاطی ، خوندن و نوشتن اشعار پارسی ، جهانگردی های پدرش
تنفرات : همسرش ، اینکه کسی دخترش رو اذیت کنه ، دخترش زخمی بشه ، کسی الکی بهش بی احترامی کنه ، کسی به عنوان خواستگار نزدیک دخترش بشه ، خیانت
اخلاق : مهربون، مثل مشاور میمونه ، مراقب
mbti : ENFJ
یه چندتا فکت کوتاه راجبش☝🏻
-نژلا متولد سال 1271 هست و مونیکا رو سال 1291 به دنیا اورد
-اون اهل یه خانواده خیلی پولدار بود برای همین تحصیلاتش کامله
-پدرش جهانگرد بود و با خوندن مقاله های پدرش عاشق ژاپن شد
-تو سن 19 سالگی ازدواج کرد و 20 سالگی بچه دار شد
-همسرش وسط راه به ژاپن وقتی نژلا 4 ماهه باردار بوده بهش خیانت میکنه
-بعد از مرگ مونیکا روز تولد 18 سالگی مونیکا به ایران برمیگرده
-بعد از مونیکا تنها صاحب یه فرزند پسر میشه
-توی عمارت پروانه به عنوان خیاط، اشپز، پرستار کار میکنه
-تمام اعضای عمارت پروانه رو مثل دخترش میبینه
-وقت هایی که مونیکا زخمی برمیگرده با هرچی دم دستش باشه میوفته دنبال مونیکا و هرچی فحش بلده بهش میگه
اره خلاصه اینم از این، مدیونید بدونید نصف چیزاشو از روی مامان خودم ایده گرف-مثلا همون اسمش😍
اره دیگه همین
بای بای
- ۹۶۵
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط