هویج کوچولوم
۶،"هویج کوچولوم"
پارت چهارم
(چویا)
چشمامو بستم منتظر مشت دوم بودم که
_فک نمیکنی کتک زدن همچین بانوی خوشگلی گناهع؟
چشمامو باز کردم ی پسر با قد بلند و موهای خرمه ای جلوم وایساده بود و مچ دست اون عوضی رو. گرفته بود اه فرشته ی نجات_ وایسا ببینم اون منو الان بانو صدا زد؟
تا خواستم دهنمو باز کنم دیدم اون عوضی خودخواه به اون مو خرمایی حمله کرد ولی فقط ۵ ثانیه طول کشید تا اون مرد نقش بر زمین بشه
اون دیگه کی بود واسه چی نجاتم داد؟ میتونست مثل بقیه فقط واسه و نگاه کنه
(راوی)
تو کی هستی؟
پسر موخرمای با شنیدن صدا برگشت و به مو حنایی نگاه کرد و لبخند زد
_من دازایم دازای اوسامو و شما خانوم کوچولو؟
چویا که از لقب خانوم کوچولو به شدت عصبی بود با عصبانیت گفت
عوضی به کی میگی خانوم کوچولو
دازای برا چند لحظه ماتش برد و با خود گفت
*_ اون پسره؟ ولی چرا انقدر خوشگله؟ معمولا پسرا انقدر خوشگل و ظریف نیستن (  ̄- ̄)
_تو پسری؟
نه په دخترم صدا رو نگا( ̄~ ̄;)
_ اوه راست میگی توجه نکردم بهش
&اوه دازای سان
_اوه آسوشی ، اکوتاگاوا هم که هست
پسری که اتسوشی خطاب شده بود با لبخند به سمت اون دوتا رفت و پشت سرش پسری با موهای دورنگ سفید و مشکی به سمتشون رفت
اتسوشی به سمت چویا رفت
& هی تو حالت خوبه ؟
ا اره ممنون
&خوب_
حرفش تموم نشده بود که در باز شد و پنج نفر با اسلحه و لباس قرمز و ماسک اومدن داخل کسی که وسط وایساده بود رو ماسکش مربع داشت و بقیه دایره
■خوش آمد میگم به تموم شرکت کننده های عزیز امیدوارم بازی خوبی را کنار هم داشته باشیم
(چویا)
همونایی بودن که منو بزور سوار ماشین کردن
ولی وایسا ببینم اونا اسلحس؟
مگه چجور بازی ای قراره برگذار بشه؟
ممکنه بخاطر امنیت بازیکنا باشه
■خب با توجه به شماره های که رو لباساتون هست لطفا به صف وارد اتاق بازی بشید
به لباسم نگاه کردم و دیدم شمارم ۲۲۲ بود
چه رند( -∀-)
به دازای و اون دوتا پسره که تازه فهمیدم اسمشون اکوتاکاوا و اتسوشیه نگاه کردم
_اوه مال من ۳۳۳
&مال منم ۳۳۱
*منم ۳۳۲
_چیبی مال تو چی؟
اسمم چویاست نکو بهم چیبی مال من ۲۲۲
_چویا؟ چه اسم قشنگی
م..مرسی
لبو شدم(ーωー)
هممون به صف شدیم وارد ی راهروی بزرگ با تم رنگی رنگی؟( ・◇・)?
نوبتی جلوی ی دوربین وایسادیم و برا بازی عکس گرفتیم
بعد از عکس وارد ی مکان بزرگ شدیم که سقفش باز بود زمین خاکی داشت و چند حدود ۲ کیلومتر اون ور تر ی عروسک غول پیکر بزرگ بود و کنارشم تا مامور بود
هممون به صف شدیم و شروع کرد به توضیح دادن بازی
☆قوانین بازی: وقتی چراغ سبز میشه بازیکنان حق دارن حرکت کنند تا وقتی که چراغ قرمز بشه
اگر تایم بازی به اتمام برسه بازیکنانی که به خط پایانی نرسیده باشند از بازی حذف خواهند شد
پارت چهارم
(چویا)
چشمامو بستم منتظر مشت دوم بودم که
_فک نمیکنی کتک زدن همچین بانوی خوشگلی گناهع؟
چشمامو باز کردم ی پسر با قد بلند و موهای خرمه ای جلوم وایساده بود و مچ دست اون عوضی رو. گرفته بود اه فرشته ی نجات_ وایسا ببینم اون منو الان بانو صدا زد؟
تا خواستم دهنمو باز کنم دیدم اون عوضی خودخواه به اون مو خرمایی حمله کرد ولی فقط ۵ ثانیه طول کشید تا اون مرد نقش بر زمین بشه
اون دیگه کی بود واسه چی نجاتم داد؟ میتونست مثل بقیه فقط واسه و نگاه کنه
(راوی)
تو کی هستی؟
پسر موخرمای با شنیدن صدا برگشت و به مو حنایی نگاه کرد و لبخند زد
_من دازایم دازای اوسامو و شما خانوم کوچولو؟
چویا که از لقب خانوم کوچولو به شدت عصبی بود با عصبانیت گفت
عوضی به کی میگی خانوم کوچولو
دازای برا چند لحظه ماتش برد و با خود گفت
*_ اون پسره؟ ولی چرا انقدر خوشگله؟ معمولا پسرا انقدر خوشگل و ظریف نیستن (  ̄- ̄)
_تو پسری؟
نه په دخترم صدا رو نگا( ̄~ ̄;)
_ اوه راست میگی توجه نکردم بهش
&اوه دازای سان
_اوه آسوشی ، اکوتاگاوا هم که هست
پسری که اتسوشی خطاب شده بود با لبخند به سمت اون دوتا رفت و پشت سرش پسری با موهای دورنگ سفید و مشکی به سمتشون رفت
اتسوشی به سمت چویا رفت
& هی تو حالت خوبه ؟
ا اره ممنون
&خوب_
حرفش تموم نشده بود که در باز شد و پنج نفر با اسلحه و لباس قرمز و ماسک اومدن داخل کسی که وسط وایساده بود رو ماسکش مربع داشت و بقیه دایره
■خوش آمد میگم به تموم شرکت کننده های عزیز امیدوارم بازی خوبی را کنار هم داشته باشیم
(چویا)
همونایی بودن که منو بزور سوار ماشین کردن
ولی وایسا ببینم اونا اسلحس؟
مگه چجور بازی ای قراره برگذار بشه؟
ممکنه بخاطر امنیت بازیکنا باشه
■خب با توجه به شماره های که رو لباساتون هست لطفا به صف وارد اتاق بازی بشید
به لباسم نگاه کردم و دیدم شمارم ۲۲۲ بود
چه رند( -∀-)
به دازای و اون دوتا پسره که تازه فهمیدم اسمشون اکوتاکاوا و اتسوشیه نگاه کردم
_اوه مال من ۳۳۳
&مال منم ۳۳۱
*منم ۳۳۲
_چیبی مال تو چی؟
اسمم چویاست نکو بهم چیبی مال من ۲۲۲
_چویا؟ چه اسم قشنگی
م..مرسی
لبو شدم(ーωー)
هممون به صف شدیم وارد ی راهروی بزرگ با تم رنگی رنگی؟( ・◇・)?
نوبتی جلوی ی دوربین وایسادیم و برا بازی عکس گرفتیم
بعد از عکس وارد ی مکان بزرگ شدیم که سقفش باز بود زمین خاکی داشت و چند حدود ۲ کیلومتر اون ور تر ی عروسک غول پیکر بزرگ بود و کنارشم تا مامور بود
هممون به صف شدیم و شروع کرد به توضیح دادن بازی
☆قوانین بازی: وقتی چراغ سبز میشه بازیکنان حق دارن حرکت کنند تا وقتی که چراغ قرمز بشه
اگر تایم بازی به اتمام برسه بازیکنانی که به خط پایانی نرسیده باشند از بازی حذف خواهند شد
- ۸۴۳
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط