غرقم کندر دریای بیکران آغوشتو با بذل بوسه سرما را پیش رویم بمیرانمرا بغل کن وهمیشه همراهم بمانکه برای من تماشای طلوع نگاه دلبرانه اتعین عشق استچون تو را می بینمت از عشق سرشارمو چون ندارمت به توان ابدیت دلتنگ و بی قرارم