{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی!

نیستی!
و من کلکسیونر درد و رنج‌های مختلفم
بیایی همه‌اش را یک‌‌جا می‌فروشم...!


#یا_مهدی_ادرکنی
#اللهم_عجل_الولیک_الفرج
دیدگاه ها (۱)

سر می‌گذارم روی بالشی که سردردها در تار و پود آن رخنه کرده ا...

شب، نام تو را بردم ... صبح، قاب چوبی پنجره شکوفه داده بود......

من هنوز همون بچه پر استرس دبستانیم معلم عاااالم!لبخند بزن! ...

می‌آید و نسخه‌های پزشکان، ورق باطله می‌شوند... ـــــــــــ...

در تمناے نڪَاهت بي‌قرارم تا بیاییمڹ ظهور لحظہ‌ها را مي‌شمارم...

روغن هلکسیر

صدا نیستی اما،می‌شنومت تصویر نیستی اما،می‌بینمت آوا نیستی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط