میروی تا فراموش کنم

می‌روی تا فراموش کنم،
اما بیاد می‌آورم ؛
می‌آیی تا عاشق شوم ،
اما جان فدایت می‌کنم؛
تناقض‌ها را تو
در من نهادینه کردی...
در این بین،
یکبار هم تو نرو
تا بمانم

#حسین_ایزدی
دیدگاه ها (۴)

یعنی تو این شعرهای پریشان را می‌خوانی و حالی از من نمی‌پرسی؟...

نمی‌دانم از دلتنگی عاشق‌ترمیا از عاشقیدل‌تنگ‌تر!فقط می‌دانمد...

همه چیزهای از دست رفته ،یک روز برمی‌گردند ...اما درست وقتی ک...

از زمانی که تو را بین خلایق دیدممثل یک فاتحه مغرور به خودم ب...

پروانه ام پر می زنم دورت بگردمبر شعله ات سَر می زنم دورت بگر...

{یا هادی ع..}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط