{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی گنجشکی عقربی را دید که در حال گریستن است.گنجشک از او

روزی گنجشکی عقربی را دید که در حال گریستن است.گنجشک از او پرسید برای چه گریه میکنی؟
گفت میخواهم آن سمت رودخانه بروم ولی نمی توانم…
گنجشک او را روی دوش خود گذاشت و پرید…
وقتی به مقصد رسید گنجشک دید پشتش می سوزد..
به عقرب گفت من که کمکت کردم برای چه نیشم زدی؟
گفت خودم هم ناراحتم ولی چکار کنم ذاتم اینه…!!
و این حکایت بعضی از ما آدمهاست……
از دست رفیقان عقرب صفت…
هم نشینی با مارم آرزوست…
دیدگاه ها (۰)

الهي ؛ فطرمان را فاطر، ايمانمان را فاخر و روحمان را طاهر فرم...

یا از لهیب مکر حسودان به دور باشیا مثل من بسوز و بساز و صبور...

موزیک ویدئو زیبای "خودمو دارم که" از بابک جهانبخش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط