{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آگهی‌های ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم:

آگهی‌های ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم:
چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت،استاد و حاجی... فوت می‌کنند...
اما وقتی از قیمت چاپ یک آگهی ترحیم در روزنامه مطلع شدم، فهمیدم،فقرا همیشه بی‌صدا می ‌میرند...
دیدگاه ها (۱)

در عصرِ ماهمه همیشه دیر می رسند !یکی به اتوبوس ،یکی به قطار ...

موهام لَخت بود ...صافِ صاف !ولی تو همیشه ازشون متنفر بودی ، ...

به نظرم اونایی که میدونن از چی حالشون بده، جزو اون هایی که ح...

و امانیمه شبیمن خواهم رفت از دنیایی که مال من نیست از زمینی ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ℍ𝕚𝕕𝕕𝕖𝕟 𝕃𝕠𝕧𝕖.𝕡𝕒𝕣𝕥:2ویو ا/تاون جیمین بود با خودم گفتم شاید شبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط