{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آگهی‌های ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم:

آگهی‌های ترحیم روزنامه را که خواندم با خودم گفتم:
چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت،استاد و حاجی... فوت می‌کنند...
اما وقتی از قیمت چاپ یک آگهی ترحیم در روزنامه مطلع شدم، فهمیدم،فقرا همیشه بی‌صدا می ‌میرند...
دیدگاه ها (۱)

در عصرِ ماهمه همیشه دیر می رسند !یکی به اتوبوس ،یکی به قطار ...

موهام لَخت بود ...صافِ صاف !ولی تو همیشه ازشون متنفر بودی ، ...

به نظرم اونایی که میدونن از چی حالشون بده، جزو اون هایی که ح...

و امانیمه شبیمن خواهم رفت از دنیایی که مال من نیست از زمینی ...

part4کوک:بعد ازچند دقیقه که این سوال رو پرسید داشتم دنبال جو...

پارت ۱ ویو ا.ت از خودم ، دانشگاهم و هم دانشگاهیام متنفر بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط