میگریزم
میگریزم
میگریزم ازتمام احوالات دخترانه ام
میگریزم ازیک یک احساسات دخترانه ام
دیگرنه خبری ازلبخندملیح است
نه خبری ازاشک های زلال
دیگرنه رقص قو به شوق می اوردمرا
نه برای کوچ پپرستومیخورم ملال
سکوت رامهمان دهانم میکنم
وتفکرات مردانه رااویزخیالم میکنم
دنیاتاب نداردظرافت های مرا
وچنگ مییزندگیسوی لطافت های مرا
کوچ میکندمن ازمن
دورمیشودمن ازمن
حماسه ای برپاشده میان من ومن
من,دختر،من,بی فرجام
عرصه بس تنگ است ووسیع
خدایاتوبشنواین فریادبی هنگام
صیحه میکشدروح ازلابلای کالبدپرترکم
انگارتراوشات دل وذهنی مستهلکم
می ایستم مغرورباچشمان سنگی
ودلی تهی ازحس زندگی
دستهایم روزگاری سخت تنهابودنداما
اکنون تمام روح دخترانه ام راکردم رها
وامروزدرگذرازاین همه بهاروخزان
تمام رویایم گشته رنگ ارغوان
دنیاتاب نیاوردرویاهای سرخ ابیه مرا
پس برپیکرم میکشم مردانه ای ردا
الهه ی اتش
15:10
جمعه
27تیر1393خورشیدی
میگریزم ازتمام احوالات دخترانه ام
میگریزم ازیک یک احساسات دخترانه ام
دیگرنه خبری ازلبخندملیح است
نه خبری ازاشک های زلال
دیگرنه رقص قو به شوق می اوردمرا
نه برای کوچ پپرستومیخورم ملال
سکوت رامهمان دهانم میکنم
وتفکرات مردانه رااویزخیالم میکنم
دنیاتاب نداردظرافت های مرا
وچنگ مییزندگیسوی لطافت های مرا
کوچ میکندمن ازمن
دورمیشودمن ازمن
حماسه ای برپاشده میان من ومن
من,دختر،من,بی فرجام
عرصه بس تنگ است ووسیع
خدایاتوبشنواین فریادبی هنگام
صیحه میکشدروح ازلابلای کالبدپرترکم
انگارتراوشات دل وذهنی مستهلکم
می ایستم مغرورباچشمان سنگی
ودلی تهی ازحس زندگی
دستهایم روزگاری سخت تنهابودنداما
اکنون تمام روح دخترانه ام راکردم رها
وامروزدرگذرازاین همه بهاروخزان
تمام رویایم گشته رنگ ارغوان
دنیاتاب نیاوردرویاهای سرخ ابیه مرا
پس برپیکرم میکشم مردانه ای ردا
الهه ی اتش
15:10
جمعه
27تیر1393خورشیدی
- ۵۲۹
- ۲۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط