{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود ( از خاطرات شهی

شهیدی که نمی‌خواست پیش «حاج قاسم» لو برود ( از خاطرات شهید کارگر برزی )

وقتی پدر شهید رضا کارگربرزی خاطره ای از سفر پدرش با پای پیاده از کرمان به کربلا را تعریف می کرد، 
ناگهان حاج قاسم با حالت تعجب از پدر شهید پرسید: مگر شما اهل کرمان هستید؟
پدر شهید پاسخ دادند: بله، اصلیت ما مال کرمان است و ما چندسالی است به اینجا آمده ایم.
حاج قاسم با حالت تعجب رو به فرمانده یگان محل کار رضا کرد .
 گفت: «چرا به من نگفته بودید که رضا همشهری ماست؟»
فرمانده یگان پاسخ داد: حاج آقا! رضا خودش خواسته بود که این موضوع هیچ جا مطرح نشده و مخصوصاً به حضرتعالی گفته نشود.
آری او اخلاص را در جزئیات هم می دانست..
دیدگاه ها (۱)

گفتاری از سرلشکر غلام‌علی رشیدباید‌ دستاوردهای‌ نظامی حاج‌قا...

وقتی پدر شهید «رضا کارگربرزی» خاطره ای از سفر پدرش با پای پی...

🔴 روز مرد و پدر بر تمامی پدران ایران زمین مبارک باشد.عزیزی ...

🔴 روز مرد و پدر بر تمامی پدران ایران زمین مبارک باشد.عزیزی ...

روز مرد و پدر بر تمامی پدران ایران زمین مبارک باشد.عزیزی تعر...

و هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند مرده اند، بلکه ...

دیدار خانواده شهید ابومهدی المهندس با رهبر انقلاب خانواده شه...

🌷برنامه های سومین سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی در استان کرمان...🌷

🌷برنامه‌های سومین سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی در استان کرمان...🌷

💠 حاج قاسم خار چشم دشمنان بود، نه موی دماغ ! 💠

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط