گرفته موج غم از هر طرف جهانم را
گرفته موج غم از هر طرف جهانم را
به گل نشانده مرا، بسته بادبانم را
و روزگار برایم دوباره طوفانیست
غبار حادثه پرکرده آسمانم را
نشانده بر تن من داغ بی نشانی را
رفیق قافله دزدیده دودمانم را
و از دویدن بیهوده خسته ام وقتی
تلاش کردم و همسایه خورده نانم را
بهانه یا که خیانت، دروغ یا انکار
به لب رسانده همین شک و شبهه جانم را
نگو که ساحل امنی در انتظار من است
که وعده های خیالی برید امانم را
هنوز هر چه که باید نگفته ام، اما
ببند با تشری بی ثمر دهانم را ... ♡♡
به گل نشانده مرا، بسته بادبانم را
و روزگار برایم دوباره طوفانیست
غبار حادثه پرکرده آسمانم را
نشانده بر تن من داغ بی نشانی را
رفیق قافله دزدیده دودمانم را
و از دویدن بیهوده خسته ام وقتی
تلاش کردم و همسایه خورده نانم را
بهانه یا که خیانت، دروغ یا انکار
به لب رسانده همین شک و شبهه جانم را
نگو که ساحل امنی در انتظار من است
که وعده های خیالی برید امانم را
هنوز هر چه که باید نگفته ام، اما
ببند با تشری بی ثمر دهانم را ... ♡♡
- ۲۵۷
- ۲۰ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط