Red vampire
ویو ات
سلام من یون ات هستم ۲۰ سالمه اخلاقم سگ لجباز سرد و گاهی مهربونم توی مدرسمون چندتا بچه داریم که قدرت دارم و ما معمولی ها رو خیلس اذیت میکنن توی مدرسون چون قدیمیه خرفات زیاد میبافن که اینجا خون آشام داره اینجا مال اون و من اصلا به این چرت پرت ها اعتقاد ندارم توی مدرسه ****** درس میخونم .
ویو کوک
سلام من جئون جونگکوکم ۲۴ سالمه یه خون آشام جذاب اخلاقم سرد و خشنه خون خوارم و به کسی رحم نمیکنم منو رفیقمام توی یه عمارت زندگی مسکنیم و پری هایی که قدرت دارن رو قدرتشون رو میگیریم و میکنیم برده مون
پرش به صبح
ات: پوففففففف یوجیننننننن
یوجین: عه وایستا داشتم میگفتم ما رفته بودیم طبقه پایین که یه خونه قدیمی پیدا کردیم صداهای عجی
ات: یوجینننننن( عربده)
هیون: بابا اروم باش
ات: نگا کن چه کصشرایی تعریف میکنه عقل بده به شماها
یوجین: واقعیته میخوای برو ببین نکنه میترسی
بچه های کلاس: خنده
ات: دهنتونو میبندید یا ببندمش
هیونجین: بیا ببند بیبی کوچولو ببینم چیکار میکنی
ویو راوی عزیزتر از گل
ات بلند شد هیونجین رو بزنه که هیوتحین دستشو گرفت ولی ات با کله زد تو دماغش
هیونجین: اخخخخخخخخ دماغ خوشگلم
ات: هه حالا بستمش برو
لایلا: هوففف هرزه بازیاتو تموم کن
ات: اولن هرزه تویی که هرشب میری بار زیر خواب میشی
دومن با من درست صحبت کن یکار نکن بی( لایلا از قدرتش استفاده میکنه)
ات: اخ
لایلا: هیف شد نه چون قدرتی نداری
ویو ات
خیلی تحت فشار بودم پس گفتم
ات: باشه پس باهاتون به اون خونه قدیمی میام
هیدنجین: واووووو
ات: خفه
پرش زیر زمین مدرسه
ات: همین
یوجین: نبابا هنوز مونده طردشده هایی مثل ما ترس نداره ثولی شاید برای تو داشته باشه
ات: اصلا فک میکنی چون محبت الهی داری نمی ترسی
یونجین: ببینم تو اصلا خوشحال میشی
ات: تنها خوشحالی و خوشگذرونی من توی خاکسپاریه و خوشحالیم مرگه( سرد)
یوجین: ام بهتره خفه شم
ات: آره
۳۰ دیقه بعد
یوجین: ات ات رسیدیم نگاه کن
ات: خوشگله
یوحین: چییییییی خوشگله
جن: هوووووووو
یونحین: آب میریزه ( قدرت یوجین ابه) وایی صدای چی بود
ات: اومممم صدای لذت بخش
یونجین: تو یه روانیی
ات: بهتره ببندی وایستا ببینم این هه خیلی مسخرس واییی دارم میمیرم از خنده این این خخخ این عکس خون آشامه وایی چه جالب وجود داشتن و ما نمیدونستیم کصخل گیر آوردی فک کردی باور میکنم هاها هاهاهاهاها
یوجین: اهههه مسخره نکن ات
) یهو یه در باز میشه)
یونجین: وایییییی
ات: ببند دهنتو یوجین
ویو ات
رفتیم داخب جز کتاب خونه چیزه دیگه ای نبود به محض اینکه پامو گذاشتم تو در بسته شو و یونجین پشت در موند راستش یه ترس کوچولو افتاد توی تنم
یونجین: اتتتتت ببین تکون نخوری میرم کمک بیارم
ات: هوم باشه گمشو
ویو ات
من عاشق کتابام رفتم سمت قفسه ها و داشتم کتابارو نگاه میکردم که یه کتابی رو دیدم که باهمه کتابا رنگش فرق داشت و جالبتر از همه یه ققنوس قرمز روش بود ورش داشتم و رفتم سمت در نشستم و شروع به خوندن کردم
ات: هه خیلی مسخره ای هر کی اینکتابو نوشته
امتحانش که ضرر نداره( چرا داره) طلسم رو میخونم
ویو ات
اول قسمتی از لباسم رو دادم بالا و یه چیز تیز پیدا کردم و قسمت کوچیکی رو بریدم و خونشو ریختم روی کاغذ و اون چیز عجیب غریب رو خوندم
ات: عه جوپری نفایلتا سیمو ژیرپلاتی سوگیم ومپای لیفطای سیگین چلبو عه نژور پیل اس سین مور
ویو ات
بعد از تموم شدن یه حس عجیبی گرفتم دستام داشت میسوخت وقتی نگاه کردم دیدم سفیدن گرفتمشون جلو که دیدم برق چراغا روشن شد ینی ینی من محبت برق دارم
۱ساعت بعد
ات: اوفففف چرا یوجین نیومد حداقل برم کتابای این خونه بدردنخور رو بخونم
کوک: حواست باشه خانم کوچ وایستا ببینم بیا اینجا
ات: چی میخوای از کی اینجایی تو رو ندیدم تو مدرسه
کوک: گفتم بیا اینجا
ات: خیلی خوب سر من داد نزن
ویو ات
وقتی رفتم جلو دندون نیشش زد بیرون ینی یچیییی زبونشو رو گردنم کشید و دندونشو وارد گردنم کرد یه جیغ فرا بنفش کشیدم که سیاهی
ویو کوک
وقتی دختره طلسم رو انجام داد بوی خونش رو حس کردم وقتی از خونش خوردم مطمئن شدم اون یه پری معمولی نیست پذی با نژاد گرومپیولیا . گرومپیولیا ها پری هایی خاصی هستند که قدرتشون خون تمموم نشدنیه میشه ازش به عنوان غذا استفاد کرد هم خیلی خوشگله معمولا پری هایی با این نژاد بسیار زیبان ولی ولی این فرق داشت وای کوک چت شده تو هوفف بچه ها متتظرن دیگه برو داخل
ادامه دارم🦄⛔🤧⛔⛔💜🦄🎀😈🍷🍷
شرط: ۳۰ تا لایک
۲۰تا کامنت
امیدواروم خوشتان امده باشد ییی
سلام من یون ات هستم ۲۰ سالمه اخلاقم سگ لجباز سرد و گاهی مهربونم توی مدرسمون چندتا بچه داریم که قدرت دارم و ما معمولی ها رو خیلس اذیت میکنن توی مدرسون چون قدیمیه خرفات زیاد میبافن که اینجا خون آشام داره اینجا مال اون و من اصلا به این چرت پرت ها اعتقاد ندارم توی مدرسه ****** درس میخونم .
ویو کوک
سلام من جئون جونگکوکم ۲۴ سالمه یه خون آشام جذاب اخلاقم سرد و خشنه خون خوارم و به کسی رحم نمیکنم منو رفیقمام توی یه عمارت زندگی مسکنیم و پری هایی که قدرت دارن رو قدرتشون رو میگیریم و میکنیم برده مون
پرش به صبح
ات: پوففففففف یوجیننننننن
یوجین: عه وایستا داشتم میگفتم ما رفته بودیم طبقه پایین که یه خونه قدیمی پیدا کردیم صداهای عجی
ات: یوجینننننن( عربده)
هیون: بابا اروم باش
ات: نگا کن چه کصشرایی تعریف میکنه عقل بده به شماها
یوجین: واقعیته میخوای برو ببین نکنه میترسی
بچه های کلاس: خنده
ات: دهنتونو میبندید یا ببندمش
هیونجین: بیا ببند بیبی کوچولو ببینم چیکار میکنی
ویو راوی عزیزتر از گل
ات بلند شد هیونجین رو بزنه که هیوتحین دستشو گرفت ولی ات با کله زد تو دماغش
هیونجین: اخخخخخخخخ دماغ خوشگلم
ات: هه حالا بستمش برو
لایلا: هوففف هرزه بازیاتو تموم کن
ات: اولن هرزه تویی که هرشب میری بار زیر خواب میشی
دومن با من درست صحبت کن یکار نکن بی( لایلا از قدرتش استفاده میکنه)
ات: اخ
لایلا: هیف شد نه چون قدرتی نداری
ویو ات
خیلی تحت فشار بودم پس گفتم
ات: باشه پس باهاتون به اون خونه قدیمی میام
هیدنجین: واووووو
ات: خفه
پرش زیر زمین مدرسه
ات: همین
یوجین: نبابا هنوز مونده طردشده هایی مثل ما ترس نداره ثولی شاید برای تو داشته باشه
ات: اصلا فک میکنی چون محبت الهی داری نمی ترسی
یونجین: ببینم تو اصلا خوشحال میشی
ات: تنها خوشحالی و خوشگذرونی من توی خاکسپاریه و خوشحالیم مرگه( سرد)
یوجین: ام بهتره خفه شم
ات: آره
۳۰ دیقه بعد
یوجین: ات ات رسیدیم نگاه کن
ات: خوشگله
یوحین: چییییییی خوشگله
جن: هوووووووو
یونحین: آب میریزه ( قدرت یوجین ابه) وایی صدای چی بود
ات: اومممم صدای لذت بخش
یونجین: تو یه روانیی
ات: بهتره ببندی وایستا ببینم این هه خیلی مسخرس واییی دارم میمیرم از خنده این این خخخ این عکس خون آشامه وایی چه جالب وجود داشتن و ما نمیدونستیم کصخل گیر آوردی فک کردی باور میکنم هاها هاهاهاهاها
یوجین: اهههه مسخره نکن ات
) یهو یه در باز میشه)
یونجین: وایییییی
ات: ببند دهنتو یوجین
ویو ات
رفتیم داخب جز کتاب خونه چیزه دیگه ای نبود به محض اینکه پامو گذاشتم تو در بسته شو و یونجین پشت در موند راستش یه ترس کوچولو افتاد توی تنم
یونجین: اتتتتت ببین تکون نخوری میرم کمک بیارم
ات: هوم باشه گمشو
ویو ات
من عاشق کتابام رفتم سمت قفسه ها و داشتم کتابارو نگاه میکردم که یه کتابی رو دیدم که باهمه کتابا رنگش فرق داشت و جالبتر از همه یه ققنوس قرمز روش بود ورش داشتم و رفتم سمت در نشستم و شروع به خوندن کردم
ات: هه خیلی مسخره ای هر کی اینکتابو نوشته
امتحانش که ضرر نداره( چرا داره) طلسم رو میخونم
ویو ات
اول قسمتی از لباسم رو دادم بالا و یه چیز تیز پیدا کردم و قسمت کوچیکی رو بریدم و خونشو ریختم روی کاغذ و اون چیز عجیب غریب رو خوندم
ات: عه جوپری نفایلتا سیمو ژیرپلاتی سوگیم ومپای لیفطای سیگین چلبو عه نژور پیل اس سین مور
ویو ات
بعد از تموم شدن یه حس عجیبی گرفتم دستام داشت میسوخت وقتی نگاه کردم دیدم سفیدن گرفتمشون جلو که دیدم برق چراغا روشن شد ینی ینی من محبت برق دارم
۱ساعت بعد
ات: اوفففف چرا یوجین نیومد حداقل برم کتابای این خونه بدردنخور رو بخونم
کوک: حواست باشه خانم کوچ وایستا ببینم بیا اینجا
ات: چی میخوای از کی اینجایی تو رو ندیدم تو مدرسه
کوک: گفتم بیا اینجا
ات: خیلی خوب سر من داد نزن
ویو ات
وقتی رفتم جلو دندون نیشش زد بیرون ینی یچیییی زبونشو رو گردنم کشید و دندونشو وارد گردنم کرد یه جیغ فرا بنفش کشیدم که سیاهی
ویو کوک
وقتی دختره طلسم رو انجام داد بوی خونش رو حس کردم وقتی از خونش خوردم مطمئن شدم اون یه پری معمولی نیست پذی با نژاد گرومپیولیا . گرومپیولیا ها پری هایی خاصی هستند که قدرتشون خون تمموم نشدنیه میشه ازش به عنوان غذا استفاد کرد هم خیلی خوشگله معمولا پری هایی با این نژاد بسیار زیبان ولی ولی این فرق داشت وای کوک چت شده تو هوفف بچه ها متتظرن دیگه برو داخل
ادامه دارم🦄⛔🤧⛔⛔💜🦄🎀😈🍷🍷
شرط: ۳۰ تا لایک
۲۰تا کامنت
امیدواروم خوشتان امده باشد ییی
- ۱.۴k
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط