{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتنت را باور ندارم سالهاست که از آنروز در اضطرابی ژرف

#رفتنت را باور ندارم سالهاست که از آنروز، در اضطرابی ژرف می گذرد. هرچه
می کنم تا از سفر بازدارمت،دستم به جایی نمیرسد.
می خواهم فریاد بزنم که نرو، دل به پرواز نده! ولی چه تلخ که تو رفته ای و من باور ندارم!
قلم برداشته ام تا احساسات گنگم را با کلمات بر روی
کاغذ ترسیم کنم.
دلم تنگ است و نفسم تنگ تر. لحظه هایم همه حسرت اند و آه.
سالهاست که رفتی.
سالهاست.
شاید هم تنها چند روز گذشته از گذشتنت.
درست به خاطر نمی آورم.
تنها چیزهایی که از ذهن رنجورم میگذرد سایه هایی است از لبخندهای تو
دنیایم شده لبخندهای تو و اشکهای خودم.
شده انکار رفتنت و اصرار به بودنت.
دلتنگت هستم به امید روز دیدار.
دیدگاه ها (۲۸)

به نبودنت...از کنار که نگاه میکنمچشم هایت...مهربانتر از روزه...

روی بغض ھای ھمیشگی ام خانه ساختمو پشت بام را پر از نبودنت کر...

برف می بارد داغ ِ دلم تازه می شود و اشک هایم در سوزِ سرد نبو...

سکوت کردی سکوتی تلخ سکوتی که حتی نگفتی برای چه از کنارم می ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط