{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی کتاب پلنگ های کافکا نوشته بود

توی کتاب پلنگ های کافکا نوشته بود:
'از خودم شرمنده شدم وقتی فهمیدم زندگی یک جشن بالماسکه بود در حالی که من با چهره واقعی ام در آن حاضر بودم...
𓏲࣪
دیدگاه ها (۰)

نزار قبانی خیلی قشنگ گفت: هرکس برای ِ رفتن،بهانه‌ای واهی برا...

نه تو می‌مانی نه اندوهو نه هیچ یک از مردم این آبادیبه حباب ن...

شهر وحشت‌زده

یکسال دیگَم گذشت...باید صفحهٔ سفید جدیدی ک پیش رومَه رو پُر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط