{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارها از گلویم زده ام

بارها از گلویم زده ام
تا در حد و توانِ خود
برایت گوشواره بخرم
از گلویم زده ام
تا با یک کادوی کوچک
در دنیای خودم عشق بورزم
که من نیز مردی شده ام
که من نیز غرور دارم
و بارها از خودم گذشته ام
پنهانی غصه خورده ام
و با خنده های بیخودی
جلوی قار قورِ شکم ام را گرفته ام
عشق ات مرا عذاب می دهد
اما راضی ام به این درد
راضی ام به سختی
چرا که من نیز
شبیه پروازِ عقاب
لابلای هزاران تیر هوایی
شبیهِ عبورِ ماده روباهی گرسنه
از اتوبانی شلوغ
در دوست داشتن ات ریسک می کنم
دوست داشتن ات را دوست دارم...




#بهرنگ_قاسمی
دیدگاه ها (۵)

من خدایم را دوست دارم...عاشقانه و معصومانه!بارها اتفاقاتی در...

👇🏿

✅ ای کاش #زن زندگی ام این رازها را می دانست!!! (انتظارات مر...

#در خواستی پارت پنجم رمان برادر های ناتنی مننامجون، با دست‌ه...

نامه ای  برای دخترم که امیدوارم درآینده خانمی کامل ، همسر و ...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

My boyfriendP:18با شنیدن حرف جیمین، قلب تو یه لحظه ایستاد. ...

بسم الله. . .این پست را آرام و آهسته لب خوانی کن مرا!!! میش...

میرسلیم خدایگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط