ای گنبد گیتی ای دماوند
ای گنبد گیتی ای دماوند
یا مَن جَعَلَ الجِبالَ اَوتاداً
🗻 #دماوند در اساطیر ایرانی مرکز جهان و جایگاه میترا و گیومرد، نخستین انسان، پنداشته شده است.
در روایتهای اساطیری، از کیومرث به عنوان «اولین کسی که بنای شهر نهاد» یاد کردهاند و آن یگانهشهر دماوند است.
جمشید از شهر خود دماوند، سوار بر "گردونهای" که چرخی از آبگینه بود و دیوان آن را میکشیدند، در یک روز تا بابل رفت و نوروز از آنجا شکل گرفت: «آن روز هرمز، روز فروردین ماه بود و مردم از این شگفتی که دیدند، نوروز گرفتند و بگفت تا این روز و پنج روز دنبال آن را عید گیرند و شادی و خوشی کنند…»
ضحاک در دماوند به جمشید تاخت.
فریدون در روستایی نزدیک دماوند به دنیا آمد؛ چرا که مادرش از شرّ ضحاک که قاتل آبتین پدر فریدون بود، به آنجا پناه برده بود.
فریدون به یاری کاوه دادخواه، ضحاک ستمگر را دستگیر کرد و به دستور سروش آسمانی، او را در غاری در دماوندکوه تا پایان جهان، واژگون زندانی کرد.
منوچهر در دماوند زاده شد و آرش کمانگیر تیرِ سرنوشت را از کوه دماوند پرتاب کرد.
دیو سپید در دماوند مسکن دارد و دخترش در صخرههای آن میزیَد و سرگرم نخریسی است.
اژدها در نزدیکی همین کوه در خواب به رستم بر میخورد.
چکاد هرا یا قلۀ البرز ۱۸۰ روزنه در خاور و ۱۸۰ روزنه در باختر دارد که خورشید هر روز از یکی از روزنهای خاور به روزنهای باختر رهسپار میشود.
بهار وقتی میخواهد قهرمانِ آزادیخواهِ ایران را بستاید، زبان به استعاره میگشاید و دماوند را ستایش میکند.
دماوند، ایران است. بلند، استوار، زیبا، تنها، دلگرم، باشکوه، اسرارآمیز، قدرتمند و کهن.
امروز که با دماوند چشمتوچشم شدم، سرم را با افتخار بالا گرفتم و دستم را به نشانه احترام نظامی کنار پیشانیام گرفتم. دماوند به طرز عجیبی اساطیری و باشکوه بود. خورشید یک سو و ماه سوی دیگر به مباهات نگاهش میکردند. دماوند حالش خیلی خوب بود، به مِهرِ پروردگار.
پاینده باد ایرانِ ایزد نشان و یزدان پناه 🌱
عکس؛ امروز، دماوندکوهِ زیبا
🇮🇷 جنگی که میبریم | مجتبی خاکسار
یا مَن جَعَلَ الجِبالَ اَوتاداً
🗻 #دماوند در اساطیر ایرانی مرکز جهان و جایگاه میترا و گیومرد، نخستین انسان، پنداشته شده است.
در روایتهای اساطیری، از کیومرث به عنوان «اولین کسی که بنای شهر نهاد» یاد کردهاند و آن یگانهشهر دماوند است.
جمشید از شهر خود دماوند، سوار بر "گردونهای" که چرخی از آبگینه بود و دیوان آن را میکشیدند، در یک روز تا بابل رفت و نوروز از آنجا شکل گرفت: «آن روز هرمز، روز فروردین ماه بود و مردم از این شگفتی که دیدند، نوروز گرفتند و بگفت تا این روز و پنج روز دنبال آن را عید گیرند و شادی و خوشی کنند…»
ضحاک در دماوند به جمشید تاخت.
فریدون در روستایی نزدیک دماوند به دنیا آمد؛ چرا که مادرش از شرّ ضحاک که قاتل آبتین پدر فریدون بود، به آنجا پناه برده بود.
فریدون به یاری کاوه دادخواه، ضحاک ستمگر را دستگیر کرد و به دستور سروش آسمانی، او را در غاری در دماوندکوه تا پایان جهان، واژگون زندانی کرد.
منوچهر در دماوند زاده شد و آرش کمانگیر تیرِ سرنوشت را از کوه دماوند پرتاب کرد.
دیو سپید در دماوند مسکن دارد و دخترش در صخرههای آن میزیَد و سرگرم نخریسی است.
اژدها در نزدیکی همین کوه در خواب به رستم بر میخورد.
چکاد هرا یا قلۀ البرز ۱۸۰ روزنه در خاور و ۱۸۰ روزنه در باختر دارد که خورشید هر روز از یکی از روزنهای خاور به روزنهای باختر رهسپار میشود.
بهار وقتی میخواهد قهرمانِ آزادیخواهِ ایران را بستاید، زبان به استعاره میگشاید و دماوند را ستایش میکند.
دماوند، ایران است. بلند، استوار، زیبا، تنها، دلگرم، باشکوه، اسرارآمیز، قدرتمند و کهن.
امروز که با دماوند چشمتوچشم شدم، سرم را با افتخار بالا گرفتم و دستم را به نشانه احترام نظامی کنار پیشانیام گرفتم. دماوند به طرز عجیبی اساطیری و باشکوه بود. خورشید یک سو و ماه سوی دیگر به مباهات نگاهش میکردند. دماوند حالش خیلی خوب بود، به مِهرِ پروردگار.
پاینده باد ایرانِ ایزد نشان و یزدان پناه 🌱
عکس؛ امروز، دماوندکوهِ زیبا
🇮🇷 جنگی که میبریم | مجتبی خاکسار
- ۱۴۷
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط