گاهی آنقدر تنهایم که تنهایی شانه هایش را تکیه گاهم می کن
گاهی آنقدر تنهایم که تنهایی شانه هایش را تکیه گاهم می کند !
گاهی آنقدر بارانی ام که آسمان ، هم صدایم می شود !
گاهی آنقدر غمگین می شوم که سکوت دلداریم می دهد !
گاهی آنقدر .......
پوزخند می زنم !
عجب دنیایی است غم و سکوت و آسمان مرهم اند
اما این انسان ها.... ؟!
نیشخند می زنم به جمله ای که می گفت :
بنی آدم اعضای یکدیگرند !
سنگ جلوی پایم را جلوتر پرت می کنم و زیر لب می گویم :
بنی آدم ابزار یکدیگرند !
آری اینگونه بهتر است!!!!!
«آدمها از دیگران بعنوان پله ی برای بالا رفتن خود استفاده می کنن.دوستی و انسانیت در این زمان رخت بسته»
گاهی آنقدر بارانی ام که آسمان ، هم صدایم می شود !
گاهی آنقدر غمگین می شوم که سکوت دلداریم می دهد !
گاهی آنقدر .......
پوزخند می زنم !
عجب دنیایی است غم و سکوت و آسمان مرهم اند
اما این انسان ها.... ؟!
نیشخند می زنم به جمله ای که می گفت :
بنی آدم اعضای یکدیگرند !
سنگ جلوی پایم را جلوتر پرت می کنم و زیر لب می گویم :
بنی آدم ابزار یکدیگرند !
آری اینگونه بهتر است!!!!!
«آدمها از دیگران بعنوان پله ی برای بالا رفتن خود استفاده می کنن.دوستی و انسانیت در این زمان رخت بسته»
- ۱.۲k
- ۱۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط