{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هبوط..و او هیچ....

هبوط..و او هیچ....
دیدگاه ها (۱)

هبوط... می‌گفت بر در میکده‌ای با دف و نی ترسایی

هبوط..نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست..

هبوط..بیا امشب شراب دیگرم ده....

هبوط...دو خط موازی...

هبوط...من گریه ام گرفت که آخر چرا ؟؟!!!پرنده بدنیا نیامده ام...

شوق

احساس من درون غزل جا نمی‌شودبغضی که مانده در دل من وا نمی‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط