{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا به گردش صد قصه میبرد چشمت

مرا به گردشِ صَد قصّه می‌­برد #چشمت!
دیدگاه ها (۱۲)

یادم‌ نمیاد گم شده باشماما ادمای دوربرم دیگه برام اشنا نیستن

زندگی یعنیبخند، هرچند که غمگینی؛ببخش، هرچند که مسکینی؛فراموش...

ﻣـﺮﺍ ﻗﻀـﺎﻭت ﻧﮑـﻦ ﺭﻓﯿـﻖ ﺗـو ﻓﻘط ﭼﻬـﺮﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﻣـی ﺑﯿﻨـی ﻧـه ﺳـﺮ...

یادم‌ نمیاد گم شده باشماما ادمای دوربرم دیگه برام اشنا نیستن

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردو تو اناره...

شعری از ایلیا جهانی‌فر درمورد(پدر)

مرا محکم بغل کن زنده خواهم شد به آسانی که گرمای ِتنت بر گردش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط