ارباب خشن من

خب امل ازهم علامت ها ات= مامان ات£ بابای ات € جمین_ شوگا¥
سلام من اتم
منم بینام واینا
میشناسم
اها
£سلام چقدر بزرگ شدی بینا قبلا دیدمت ولی خیلی کوچولو بودی نه عزیزم
€ار راست میگی چندسالت دخترم من ۱۶ سالم
=اها درسته
£دخترم اتم ۱۶ سالش
-راستی دایی امدین اینجا که دیگ زندگی کنین
£€ ار عزیزم
داشتیم با دایی وزن دایی حرف میزدیم که در عمارت بازشود وتهیونگ اومد تو
/سلام به همگی (لبخند )
-تهیونگ تو اینجا چیکار میکنی (تعجب)
/تها یادم رفت بگم من پسر داییتم (لبخند)
-اها(خند زوری)
/ر استی مامان من به دوست دخترم گفتم بیاد
÷منم گفتم
'منم گفتم
=منم گفتم
که دوبار در عمارت واشود وجمین شوگاه یوری ومیرا اودن تو
میرا بقل سوهو وایساد
جمین بقل ات وایساد
شوگاهم بقل سوجین وایساد
ویوریم بقل تهیونگ
-وایسین ببینم شما رل داشتین فقط منم که ندارم
/نامجون وجیهوپ جین هم رل دارن
#خب دخترا میان بامن تنهاحرف بزنیم
-%=' بریم
#ببینید ما باهم باید دوست شیم چون دوست پسرامون باهم دوستن ار
%منک از خدام
'منم که دوستم
=منم دوستم
-منم دوستم
#پس الی الان شمار های همدیگر بدین راستی شمار هیوا وهاناهم میرا بد
%اوکی (شمار هارو بهم دادن وبینا یه گروه هفت نفر زد چون با هیوا هانا ولینا دوست شودن)
#بریم
%-'=بریم
که رفتن باپسرا گرم حرف شودن هم رفتن خون هاشون
^بینا
-بله مامان
@فردا قرار بریم مهمونی وتمام خاندان های بزرگ کوچک از جمل هفت خاندان هم میان باید درست رفتار کنی
^وراستی دوستاتم میان چون اونا یاشرکای منن یا شرکای بابات پس مرا قب رفترات باشه پون فردا خیلی مهم
-باشه پسه من میرم بخوابم چون فردا کلی کار دارم

صبحه........




گیلی گیلی
دیدگاه ها (۰)

پارت 45╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌲 کلبه‌ی جنگلی 🌲╚═══.·:·.💜.·:·.═══...

𓆩 🖤 𓆪 ── 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 ── 𓆩 🤍 𓆪╭─━━━━━━━━━━━━─╮🏠 𐙚 𝐕𝐢𝐞𝐰 𝐀𝐭 𐙚 🏠╰─━━━...

پنهان عشق

استاد من ۳

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | مرکز خرید 💗🎀 بلاخر...

چند پارتی (درخواستی)

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط