عشق مدرسه
عشق مدرسه♡
پارت۱
(ا.ت:+ هیون ووک:_)
ا.ت در حال راه رفتن توی راهرو بود که هیون ووک جلوش رو گرفت
_سلام بانو
+بگو
_هیچی امدم چهره ات رو ببینم
+ممنون بای
_صبر کن میای ناهار بخوریم
+نمیدونم اگه تونستم باشع
_بای
هیون ووک بعد از رفتن ا.ت رفت و توی دفترچه اش درباره ا.ت نوشت *دفترچه مخفیه و اگه ا.ت اونو ببینه واولا* و رفت دنبال ا.ت
_ ا.ت ا.ت!
+بله
_بریم؟
+هوفف بریم
بعد غذا دفترچه هیون ووک می افته اما هیون ووک نمیفهمه و میره و ا.ت اونو برمیداره و میخونه و عاشق هیون ووک میشه
+عزیزم.......*زمزمه*
(فردا)
هیون ووک در به در دنبال دفترچه بود و داشت از استرس میمرد که ا.ت رو دید
_ا.ت تو یه دفترچه ندیدی؟
+دیدم ......بیا فقط ساعت ۸ امشب لطفا بیا مدرسه
_چی....باشه
(شب)
هیون ووک با استرس نشسته بود که ا.ت آمد
_چیزی شده؟
+نه فقط خواستم بگم......دوستت دارم
هیون ووک بعد شنیدن این جلوی دهنش رو گرفت و از روی صندلی افتاد
+هیون! خوبی؟
_.......*خشک شده*
+هیوننننن!
_ا...ا.ت تو اونو خوندی؟
+اره منم دوستت دارم
هیون ووک ا.ت رو محکم بغل کرد
_همیشه منتظر این حرف بودم
+الان دیگه شنیدیش
باییییییی🎀🙏🏻🎀
پارت۱
(ا.ت:+ هیون ووک:_)
ا.ت در حال راه رفتن توی راهرو بود که هیون ووک جلوش رو گرفت
_سلام بانو
+بگو
_هیچی امدم چهره ات رو ببینم
+ممنون بای
_صبر کن میای ناهار بخوریم
+نمیدونم اگه تونستم باشع
_بای
هیون ووک بعد از رفتن ا.ت رفت و توی دفترچه اش درباره ا.ت نوشت *دفترچه مخفیه و اگه ا.ت اونو ببینه واولا* و رفت دنبال ا.ت
_ ا.ت ا.ت!
+بله
_بریم؟
+هوفف بریم
بعد غذا دفترچه هیون ووک می افته اما هیون ووک نمیفهمه و میره و ا.ت اونو برمیداره و میخونه و عاشق هیون ووک میشه
+عزیزم.......*زمزمه*
(فردا)
هیون ووک در به در دنبال دفترچه بود و داشت از استرس میمرد که ا.ت رو دید
_ا.ت تو یه دفترچه ندیدی؟
+دیدم ......بیا فقط ساعت ۸ امشب لطفا بیا مدرسه
_چی....باشه
(شب)
هیون ووک با استرس نشسته بود که ا.ت آمد
_چیزی شده؟
+نه فقط خواستم بگم......دوستت دارم
هیون ووک بعد شنیدن این جلوی دهنش رو گرفت و از روی صندلی افتاد
+هیون! خوبی؟
_.......*خشک شده*
+هیوننننن!
_ا...ا.ت تو اونو خوندی؟
+اره منم دوستت دارم
هیون ووک ا.ت رو محکم بغل کرد
_همیشه منتظر این حرف بودم
+الان دیگه شنیدیش
باییییییی🎀🙏🏻🎀
- ۱۰.۴k
- ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط