{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲ :

پارت ۲ :
اما دختر از عطر استفاده نکرده بود ،چشمانش نمیدرخشید،قیافه اش غمگین به نظر میومد ،
کفش معمولی پسرانه پوشیده بود،لباسهاش مد روز نبود و وقتی پسرا این صحنه رو دیدن به او خندیدن ...

جین در حالی که سرش رو روی میز گذاشته بود و از خنده روده بر شده بود گفت :《این از اون دسته آدمهاست که به ما نمیخوره ...》

شوگا نیش خندی زد و از بقیه پرسید :《این با این سر و وضع چجوری اومده تو این رستوران ؟》

جیمین که از بس خندیده بود تو چشاش اشک جمع شده بود ،با دستش اشک رو پاک کرد و خطاب به جمع گفت :《حتما صاحب رستوران همچین سلیقه ای دارد .》

کوک گفت :《مسخره کردن کار خوبی نیست ؛ولی خوب این دیگه ته خندس، زنیکه مسخره و مضحک مثل یه دلقک عمل میکنه !》

نامجون کتش را از روی صندلی برداشت و با طعنه گفت :《گاهی اوقات برای دلقک بودن احتیاج به مهارت و لباس یک دلقک نیست .》

اما تهیونگ از وقتی که دختر وارد شد هیچ از حرفهای دوستاش رو نشنید و به آن دختر نگاه می‌کرد.
دیدگاه ها (۲)

شرط:سی تا لایک۱۵ کامنت

پارت ۳:وقتی دختر روی صندلی نشست ،نامجون گفت :《من نمیخوام شبم...

پارت یک :تهیونگ و اعضا به رستوران رفته بودن و نامجون یک پیک ...

🎀مربی من🎀🍭Part10🍭ـــ تو عقل نداری نه؟منو مسخره کل باشگاه کرد...

~سناریو ~موضوع : وقتی دخترتون برای اولین بار پریود میشه نامج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط