{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از بازار دنیا زار گشتم

من از بازار دنیا زار گشتم
از این محنت سرا بیزار گشتم ...

چو دیدم یار با اغیار شد یار
ز تنهائی به حسرت یار گشتم ...

ربود از کف گُلم باد مخالف
در این گلشن اسیر خار گشتم ...

عزیزی در جهان افزون نماناد
به دنیا بیش ماندم خوار گشتم ...

چه‌خوش خوابیست سودای جوانی
دریغ از خواب خوش بیدار گشتم ...

سرشک از دیده غَلطان چو ستاره
هم‌ آغوش با شبان ِ تــــــــــار گشتم ...

به گردن حلقۀ زنجیر زلفش
به گرد کوچه و بازار گشتم ...

وفا افسانه دیدم شهریارا
که من گرد جهان بسیار گشتم ...


(( استاد شهریار ))
دیدگاه ها (۸)

کارگردان این دنیا خداست...مهم نیست نقش ما در این مجموعه ثروت...

‌ سخنی از جنس طلااز خدمت به خلق پشیمان مشو ..واگر کسی قدر خو...

‌ ****یارب العالمین*****همه مارو از" چوب خدا " ترسوندندولی!!...

الهی! گفتی کریمم؛ امید برآن تمام است. که چون کَرَم تو در میا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط