گل رز
p21
سمتشو اروم بوسیدمش
کوک: منو ببخش فرشته کوچولوم
ا.ت: چیشد فهمیدی کار من نبوده؟
کوک: من واقعا معذرت میخوام *بغض*
ا.ت: کوک من میبخشمت ولی میخوام حرفای ی فردی که نمیشناسی رو باور نکنی*لبخند تلخ*
کوک: فرشته فرشته ای تو واقعا فرشته ای ا.ت قول میدم هیچوقت دیگه ناراحتت نکنم قسم میخورم *محکم ا.تو بغل میکنه
ا.ت
نمیخواستم باعث بشم عشقم افسردگی بگیره با رفتنم افسردگی میگرفت و همش مشروب میخورد! چرا تا وقتی که میتونم با بودنم اون خنده های زندگی بخششو ببینم! منم محکم بغلش کردم
ا.ت: یکم اروم بدن زخمه کوک
کوک
ا.تو براید بغل کرد بردمش حموم و باهم حموم کردیم بعدش لباسامو پوشیدم و ا.تو لخت رو تخت گذاشتم
کوک: میرم باند و بیارم تا بدنتو پانسمان کنم!
ا.ت: باشه منتظرت میمونم عشقم
کوک: قربونت زندگیم
کوک رفتم پایین جعبه کمک های اولیه رو اوردم و از اونجایی قبل از اینکه مافیا بشم رشته ی تجربی *پزشکی* خونده بودم بلد بودم باید چیکار کنم بدن سفیدش که با جای زخم و کبودی پر شده بود رو باند پیچی کردم و ی دست لباس گرم تنش کردم اروم بوسیدمش
کوک: عشقم من میرم تا برات ناهار درست کنم
ا.ت: پیشم نمیخوابی؟
کوک: چرا اما بدنت نیاز داره تقویت بشه تو بخواب وقتی اماده شد میام بیدارت میکنم باهم غذا بخوریم
ا.ت: اوهوم باشه
کوک رفتم پایین و شروع کردم به اماده کردن ناهار و به اعضا گفته بودم نقشه بکشن تا سویی را بدزدیم و بکشیمش
شاید اونجوری عذابی که فرشتم کشیده رو جبران کنم!
کوک
غذا اماده شده بود رفتم بالا تا ا.تو بیدار کنم که...
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.