{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیستی؛ سرچشمه ی یاد تو جاری مانده است

نیستی؛ سرچشمه ی یاد تو جاری مانده است
از مسیر رفتنت تنها غباری مانده است

بعد تو هر لحظه مرگم را تجسم می کنم
گویی از عمرم همین شب زنده داری مانده است

از شکوه عشق رویایی ما حالا فقط...
خاطرات و انتظار و بی قراری مانده است

سرنوشتم را نوشتی با نخستین بوسه ات
خط عشقت بر وجودم یادگاری مانده است

نیم عمرم درد بود و اضطراب و بی کسی
نیمه ی تنهایی و غربت شماری مانده است

گرچه دلتنگم ولی خوشبخت باشی خوب من
با من و بی من شروعی و بهاری مانده است

رود در مرداب هم اندیشه اش دریایی است
خسته ام... اما کمی امیدواری مانده است
دیدگاه ها (۴)

ﺩﻟـﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻟﺮﺯﺍﻧﺪ ﺑﻮﺳـﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﭘﯿﺸـﺎﻧﯽ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼ !ﺍﻣﺎ ....

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط