{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بُغضی سِمج هر شب گلوی

بُغضی سِمج هر شب گلوی

مرا میبوسد

سنگینی اش ،
چشمانم را خیس میکند

و قامتم را خمیده تر از دیروز

این روزها
دلم ...
یک تکیه گاه میخواهد

تکیه گاهی که نلرزد

که نریزد
یک لمیدن از جنسِ نابِ آرامش
دیدگاه ها (۳)

دلم گرفته آسموننمیتونم گریه کنمشکنجه میشم از خودمنمیتونم شکو...

صدایم کن،نگاهم کن، که عشقت کرده ویرانمدو چشمان قشنگت ، آتشی ...

بگـو امشــــبخالے بستــر شعـــرم رابا خیـال شانه هاے چه کــس...

دوست دارم توبرایم عشقرامعنا کنی خواب دنیاراکنارم غرقدررویا ک...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط