{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرخوش به عشق بودم، از درد بیکسی ها

سرخوش به عشق بودم، از درد بیکسی ها
نگذاشت خوش بمانم، دنیا چه چشم شور است!

هربار با خطائی، راه مرا ببستی
تا چند چشم بندم؟ این راه بی عبور است

تقدیر من سکوت است، وقتی شکست این دل
گر شعر هم نگویم، خود دفتری قطور است
دیدگاه ها (۴)

هرچند نوشتند که حبسم ابدی نیستاما چه کنم بهر ضمانت سندی نیست...

فروغِ من...ستاره ی من...نگاهم کن...ضربان قلبم به ایستادن نزد...

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی دانمهمه هستی تویی ، فی ال...

عزیزم دوستت دارم، ولی با ترس و پنهانیکه پنهان کردن یک عشق، ی...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط