{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبود

کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبود

 

و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود

 

آتشی بودی و هر وقت تو را می‌دیدم

 

مثل اسپند، دلم جای خودش بند نبود

 مثل یک غنچه که از چیده شدن می‌ترسید

 

خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود

 هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم

 

کم نشد فاصله ؛ تقصیر تو هرچند نبود

 شدم از « درس » گریزان و به « عشقت » مشغول

 

بین این دو چه کنم نقطه‌ی پیوند نبود

 مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت

 

جای آن‌ها که به دنبال تو بودند نبود

 بعد از آن هر که تو را دید، رقیبم شد و بعد

 

اتفاقی که رقم خورد، خوش‌آیند نبود

 آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته !

 

کاش نقّاش تو این قدر هنرمند نبود ..
دیدگاه ها (۱)

#کپشن

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

حبس در سیاه‌چال؛ وقتی اسارت، قوی‌ترین سلاح می‌شودشبی که مدین...

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبود ...

کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبود ...

کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبودو دلم پیش کسی غیر خداوند ...

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبودو دلم پبش کسی غیر خداوند ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط