{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شد شد نشد برات یه چایی میریزم:<🫖

شد شد نشد برات یه چایی میریزم:<🫖
دیدگاه ها (۰)

‌در تولد يک سالگي پسرش نوشت : پسرم : يک بهار ، يک تابستان ، ...

... 🎹

... 🎹:(

همه سَر به سَر تَن به کُشتن دهیمبِه اَز آنکه کِشور را به دُش...

شد، شد ؛ نشد بشین بغل دستم برات چایی بریزم تا خود صبح راجبش...

شد شد نشد چایی میخورم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط