یبار جوری دستاشو گرفته بودم که تک تک انگشتام لابه لای تک

یبار جوری دستاشو گرفته بودم که تک تک انگشتام لابه لای تک تک انگشتاش بود.
هر انگشتم، سهم خودشو از دستاش داشت...
اون موقع بود که فهمیدم عدالت چقدر می تونه شیرین باشه.

#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۱)

😑 #movie#the_edge_of_seventeen

چرا آخه چرا😂 😐

fucking trueee😂

جوون بیکار مجرد بی پول بدون آینده از هیچی نمیترسه، حتی از کش...

P11🍯لارا«نمیدونم چرا بابا نگرانمه مگه اون خودش نبود که این ب...

وانشات اینوماکی//پارت ۶

تک پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط