{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک عشق شرین

فیک عشق شرین
پارت ششم

دوهفته بعد..
توی این چند وقت پیش خاله موندیم و سهون هم راضی شد بمونه
امروز میخواستم برم به محله قبلیمون(خونه مادریش که مال جن سال پیشه)
میخواستم ببینم چه شکلی شده و کی الان توش زندگی میکنه..
صبح زود تر از همه پا شدم ، دوش گرفتم و لباسام و پوشیدم (اسلاید بعد)
کوله ام رو برداشتم با موبایلم و رفتم پایین
یکم اب پرتقال خوردم ، همو هیچکس بیدار نشده بود نمیخواستم سهون بفهمه که دارم میرم اونجا
به یکی از خدمتکار ها گفتم:
_ امممم....
_بله خانم جوان؟
من_خب چیز راستش .... اگه خاله یا کسی گفت کجا رفتم بگید تا شب برمیگردم نگران نباشن باشه؟
_ چشم خانم جوان
تشکر کردم و سریع رفتم سمت در و اومدم بیرون ،تاکسی گرفتم و ادرس و دادم به راننده و به از ۲۰ دقیقه رسیدیم
پول و پرداخت کردم و پیاده شدم
ایگووووو
_ اینجا هیچی تغیر نکرده بود!
زیر لب اینو گفتم و همینجوری که داشتم دورو برم و نگاه میکردم خاطراتم با مامان و بابام و جلوی چشمم دیدم....
یه قطره اشک ریخت روی گونم
+ خانم کوچولو؟
برگشتم سمت صاحب صدا اولش فکر کردم سهون چون اون همش اینجوری صدام میکرد ولی بعد دیدم اون.....

لایک و کامنت فراموش نشه تا پارت بعد بدرود★
دیدگاه ها (۲۰)

توی کامنتا بگین حتما...

عشق منه این مو مشکی جذاب....♡

کوری چشم حسود..

سم اوردم براتون

وکیل اقای جئون

پارت اول تنها شرور ویو ا.ت تو خواب نازم بودم که یک صدایی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط