{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلاخی زار می گریست

سلاخی زار می گریست
به قناری کوچکی دلباخته بود

احمد شاملو

#سلاخ #قناری #گریه #دلباخته #شاملو #احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

نیست با ما لاله و گل را سر الفت، رهیمی روم تا آشیان در سایه ...

چوگان زلف دیدی چون گوی در رسیدیاز پا و سر بریدی بی پا و سر ب...

بس که حرف حق کسی در دهر نتواند شنیدگیرد اول در اذان گفتن موذ...

از تهــــی سرشارجویبار لحظه ها جاریستمهدی اخوان ثالث#تهی #سر...

‌کار دیگری نداریممن و خورشید...برای دوست داشتنتبیدار می‌شویم...

اونجا که احمد شاملو میگه:میان خورشیدهای همیشه*زیبایی تو لنگر...

دانلود کتاب جمعه - شماره 20 - 6 دی 1358

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط