تو برای این رودخانه ی خشک شده

تو برای این رودخانه ی خشک شده
دو ماهی قرمز آوردی
تو برای این علف غمگین که میان دره و کوهستان بود
نامی انتخاب کردی
هر بار نگاهت می کنم
غم را در دلم مثل تاقه های پارچه روی هم می چینند
و هر بار بیشتر دوستت دارم
ماهی قرمزی در حوض قلبم می غلتد

به من بگو
چه طور می شود بهار را در قوطی های عطاری تازه نگه داشت؟

#رسول_پیره
#شیمبار
دیدگاه ها (۶)

تصور کن یه رایحه تازه که هر لحظه لب‌های تو رو نرم و لطیف می‌...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

پارت ۳نور ملایم ماه از پنجره‌ی قدی و بزرگ اتاق روی فرش‌های گ...

آرایشگاه رو آوردیم تو خونه‌ت! 💇🏻‍♀️✨ / خداحافظی با وز مو 👋🏻 ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط