{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب زَنِ مُرده ای شده ام که

امشب زَنِ مُرده ای شده ام که
در ترجمان زندگی گم شد
و خودش را به فراموشی سپرد ...
سگ ولگردی شده ام
دربدر تکه ای استخوان شاید ...
امشب
بکارت لگدمال دختری هستم که دیشب
تفش کرد در کف آسفالت سرد ...
مسیحایه حرامزاده ای هستم که تمامی بتها را شکست
تا در گناه بزرگ غسل تعمید بیند ...
حضرت حوایی شده ام که هزار سال بیهوده نفس کشید
تا بداند که هیچ نمی داند ...
نت فالشیم که تمامی آوایم در سینه ام
خود خواسته فرو خفت ...
امشب خیسی خیابانها خیال خام من است
که نم کشید در منگی زمان
و پوسید در چاهک رویا...
دیدگاه ها (۲)

سوتـین های خسـته از گـیرهـسـینه های فشـرده با پـروتـزحمـله ی...

خنده ام میگرد وقتی حرف از عشق میزنیدعشق هایی که دوام آن به ن...

هـرزگـی جــُرمـہ ...تو جامعه ای که اعـتماد بـِیـن زوج بـر پا...

شدم زنی که هزار بار دوخته شدهیه تنی که تو معامله فروخته شدهد...

انیمه

انیمه

انیمه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط