{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون زلف توام جانا

چون زلف توام جانا
در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم
در بی سر و سامانی

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۱)

ما بی سلیقه‌ایم تو حاجات ما بخواهورنه گدا مطالبه‌ی آب و نان ...

بس که بخت بد مرا سرگشته دارد چون فلکاز فلک ناشادم و از بختِ ...

رسیدند طبیبان ز ره دور غریبانغریبانه نمودند دواها که ندیدیم#...

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید ...‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

#خورشیدوماه🌙☀️part=2من بدون هیچ صحبتی ایپدم رو که باید باهاش...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط