{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توچه کردی که دلم قفل به کاشانه توست

توچه کردی که دلم قفل به کاشانه توست
همه شب منتظر آن رخ مستانه توست

که‌شفایت شده بیمارِدلِ غمزده‌ام
بِرَهان مرغ رهی را که درِ خانه توست

مِیِ پیمانه ما لب به لب اندازه شده
رخ وابسته‌ی من شاهدو دیوانه توست

توبگو تا چه کنم عاشق رویم باشی
که همه کالبدم راهیِ میخانه توست

پَرِپروانه‌ی ما آمده تا شمع روخت
تو بسوزان که غمت آتش جانانه توست

به خدا طالب عشقم نه دلدار دگر
به وفایت همه‌ در سجده‌ی بتخانه توست





عۣۗـۙشۣۗـۙقۣۗ
دیدگاه ها (۰)

توچه کردی که دلم قفل به کاشانه توست💟 💟 💟 💟 💟 همه شب منتظر آن...

کام از هجر لبت، بر لب پیمانه زدمقفل آهن بشکستم، ره میخانه زد...

هر کس که صلائی بزند از کرم توست وانکس که برد نام ترا در بغل...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود، از هر مژه چون سیل روان...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود، از هر مژه چون سیل روان...

تا کى به تمناى وصال تو يگانهاشکم شود از هر مژه چون سيل ...

امیر شعبانی

در نامه ی آخرش نوشت :هرگز به عشق کسی نیاز نداشتم؛ اما اینبار...

لایک بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط