{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیداریت را

بیداریت را
در چشمهایم بریز
که خوابِ دمِ صبح را
جز نگاهِ تو
علاجی نیست
دیدگاه ها (۳)

‏جایی باید باشدغیر از این کنج تنهاییتا آدم گاهی آنجا جان بده...

مائیم و تو ای جان ؛که جگر گوشه مایی ...

خیال تو همچوندریائیست که درونم موج می زندشب .....آرام و وهم...

بن بستِ دلم را ...؟ تو فقط .... عابر باش .....!!!

آغوشِ تــــــــــو که باشد ....خواب دیگر بهانه ای برایِ خستـ...

مریض حالی ام خوش نیست نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیدارید...

ترسم اینه که رو تنت جای نگاهم بمونهیا روی تیشه چشات غبار آهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط