تو را به زبان تمامی خواستنهایم
تو را به زبان تمامی خواستنهایم...
به سوگندهای عاشقانه ی محکم دنیا...
به لبخند خورشید و ماه...
به رویش جوانه های بیتاب بهاری...
و به بیداری تمامی ستارگان...
ترجمه خواهم کرد...
تو را به وسعت خدا...
به رقص زلالترین چشمه ها...
به پاکی اشک کودکان...
و به سرمستی چکاوکهای مهاجر...
دوست میدارمت...
نگاهت در امتداد نگاهم...
و تولد انگشتانت را در دستهایم جشن می گیرم...
گرمی آغوشت را به تن می کنم...
و به تماشای پروازمان می نشینم...
ای تمامی دارایی قلب من...
به طلوع عشقمان سوگند...
تا ابد...تا ابد...تا ابد...
تنها به آهنگ قلب تو گوش خواهم سپرد...
به سوگندهای عاشقانه ی محکم دنیا...
به لبخند خورشید و ماه...
به رویش جوانه های بیتاب بهاری...
و به بیداری تمامی ستارگان...
ترجمه خواهم کرد...
تو را به وسعت خدا...
به رقص زلالترین چشمه ها...
به پاکی اشک کودکان...
و به سرمستی چکاوکهای مهاجر...
دوست میدارمت...
نگاهت در امتداد نگاهم...
و تولد انگشتانت را در دستهایم جشن می گیرم...
گرمی آغوشت را به تن می کنم...
و به تماشای پروازمان می نشینم...
ای تمامی دارایی قلب من...
به طلوع عشقمان سوگند...
تا ابد...تا ابد...تا ابد...
تنها به آهنگ قلب تو گوش خواهم سپرد...
- ۹۱۷
- ۱۶ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط