به آبگیر بگویید
به آبگیر بگویید
که مرداب تنهاست
به دشت بگویید
که صحرا در حسرت دیدار پروانه است
به خورشید بگویید
که ماه خسته از شیون است
به دریا بگویید
که رود در تب ماهی هاست
به آسمان بگویید
که خاک دلتنگ یک بوسه خداست
به آن بادبادک قرمز بگویید
که انسان مست آزادیست
به آن کودکی که می دود در کوچه باغ بگویید
که پیرمرد در التهاب قدمی است
به خداییم بگویید
که دست آویز طناب پوسیده ایم
که مرداب تنهاست
به دشت بگویید
که صحرا در حسرت دیدار پروانه است
به خورشید بگویید
که ماه خسته از شیون است
به دریا بگویید
که رود در تب ماهی هاست
به آسمان بگویید
که خاک دلتنگ یک بوسه خداست
به آن بادبادک قرمز بگویید
که انسان مست آزادیست
به آن کودکی که می دود در کوچه باغ بگویید
که پیرمرد در التهاب قدمی است
به خداییم بگویید
که دست آویز طناب پوسیده ایم
- ۲۸۳
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط