{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ببخشید وقت حرف زدن با تو

ببخشید وقت حرف زدن با تو
کاغذ دست گرفته ام
مدتهاست می خواستم خیلی حرفها را بگویم
اما نگاه و لبخندت
عجیب آلزایمری کرده مرا
راستی تو نمی دانی
این کاغذ را
چرا دست گرفته ام؟!

@tanzoroon_ir
دیدگاه ها (۱)

چه انتظار عجیبی نشسته در دل ماهمیشه منتظریم وکسی نمی آید... ...

من هستمتو هم هستییکی قسمت را صدا بزند ...

تو تمنای منو یارِ من و جانِ منی پس بِمان تا کهِ نمانم به تمن...

غبارِ صبح تماشاست! هرچه باداباد!تو هم بخند،جهانِ خراب می‌خند...

تمام آرزوهایم،تمام رویاهایم را در چمدانی گذاشتم،چمدان به دست...

از مرگ عاطفه با زمستان هم آغوشمشبها به تن لباس تنهایی می پوش...

هرشب به این فکر میکنم اگر ادم بهتری بودم شاید باز هم تو بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط