{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز رفته بودم کتاب فروشی که یکدفعه یه کتاب صورتی رنگ تو

دیروز رفته بودم کتاب فروشی که یکدفعه یه کتاب صورتی رنگ توجهمو جلب کرد. اسمش “عشق” بود. بازش کردم دیدم نوشته: بخش نخست: صداقت..
دیدگاه ها (۲)

تنهایی یعنی ؛زل بزنی به پروفایل عشقت ؛و هی بگی لعنتی پی ام ب...

بعضی روزهادلم برای تو تنگ می‌شود!مثل دیروزکه دلم تنگ شده بود...

گاهی زانوهایت می شود تمام دنیایی ڪه داری آنها را در آغوش میڪ...

یِہ وقتائے هست …ڪہ باید لم بدے یِہ گوشہ …و جریان زندگیت رو …...

دیروز رفته بودم بیرون وسط راه یه بی ام و دیدم-یعنی انقد قورب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط