{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب دریا نشسته بودم که پرنده عشق آمد و گفت: برای دوستت نام

لب دریا نشسته بودم که پرنده عشق آمد و گفت: برای دوستت نامه ای بنویس ،
گفتم قلم ندارم ...
گفت از پرم بگیر ،
گفتم جوهر ندارم ...
گفت از خونم بگیر ،
گفتم ورق ندارم ...
گفت


دهنت سرویس تو که هیچی نداری بیشور کطافط غلط میکنی لب دریا میشینی


از پرنده عشق دیگه توقع نداشتم واقعا !! . .
دیدگاه ها (۲)

یک سگ زیادی ولگرد

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دهم: منطقِ بی‌رحم و مرزهایِ شکسته ⛓️...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

part ²با اون شخص یهو بدنم لرزید.اون جونگکوک بود!!!ولش بک به ...

لب دريانشسته بودم پرنده عشق امدوگفت.براي دوستت نامه اي بنويس...

لب دریانشسته بودم پرنده عشق امدوگفت.برای دوستت نامه ای بنویس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط