من گرفتار تو بودم تو دچار دگری

من گرفتار تو بودم تو دچار دگری
من همه مست تو اما تو خمار دگری

دفتر شعر دل من همه لبریز تو بود
سر سودای تو اما به گذار دگری

بسترم چون صدفی مانده ز مرواریدش
تو ولی مسخ به یک مهره ی مار دگری

فصل هایم همه با سردی پاییز گذشت
تو ولی در هوس و شور بهار دگری

هوس بوسه ی تو وسوسه ی جانم بود
لیک آغوش تو تن پوشه ی یار دگری

تو گذشتی ز من و خاطره هایم آسان
سوختی حادثه ها را به شرار دگری

آمدی باز پس از آن همه نیرنگ و فریب
که چه ؟بازی بدهی دل به قمار دگری

برو راهی شو دگر دست تو را خواند دلم
ببر این قصه ی ننگین به دیار دگری ...
#Ermi
دیدگاه ها (۴)

ﻫﺴﺘﯽ ﺍﻣﺎ. ﮐﻤﺮﻧﮓ !ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺍﻣﺎ ... ﺗﻠﺦ !ﻣﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﻣﺎ ... ﺳ...

ســـهم من کجاســـت..؟کجـــا بایـــد قدم بگــذارم که کســـی ر...

اینم عشــــــــــقمه نفس منه داداش علیـــــرضام♥♥♥ツ

این پستم واسه بچه های خونگرم آبادانآبادانیا لایکشونو بزننツ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط